آروشاآروشا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره
آرشینآرشین، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

مادرانه ای برای دخترم

باغ وحش

   دیروز به همراه دوستای گلمون عمو حامد و خاله مریم و پسر گلشون رادین جون به باغ وحش ارم رفتیم. اولین قفسهایی که به محض ورود دیده میشدن، قفس پرنده ها و خرس ها بود. با دیدن حیوونها متعجب و کنجکاو بودی و گاهی هم صدای اون ها رو  از خودت در می آوردی. اونجا حیوون هایی مثل خرس، بابون، آهو، گوزن، شیر، گور ایرانی، پلنگ، ببر، مار و ... رو دیدیم. با اینگه دیدن اونها خالی از لطف نبود. ولی قیافه افسرده و غمگینشون آدم رو ناراحت میکرد. به نظر من جدای از اسیر کردن و نگهداری حیوون ها توی قفس، فضای نگهداری اون ها اصلاً فضای مناسبی نبود. هم از اینکه توی فاصله به این نزدیکی می تونستی ببینیشون خوشحال میشدی و هم از دیدین قیافه های بیحال و ناراحتشو...
25 مرداد 1393

روزهای شیرین

   دیروز به همراه بابایی به پارک نزدیک خونه رفتیم. عاشق تاب بازی هستی. با اینکه توی خونه هم تاب بازی میکنی, ولی فکر کنم تاب خوردن توی پارک و  کنار بچه ها رو بیشتر دوست داری. بخاط اینکه باید کلی سرت رو گرم کنیم و توجه ات رو به چیز دیگه ای جلب کنیم تا بتونیم از روی تاب بلندت کنیم.      یک کار بامزه ای که انجام میدی, میری زل میزنی به مردم و اگر بهت نگاه کنند یا باهات صحبت کنند بهشون میخندی و  به راهت ادامه میدی و این سیکل همینطور ادامه پیدا میکنه. قربونت برم عزیزم, من هم اگر جای اونها بودم و تو با اون قیافه بامزت بهم نگاه میکردی نمی تونستم جلوی خودم رو بگیرم.     توی پارک تاب و سرس...
4 مرداد 1393
1